نگاهی به سریال هوش سیاه ۲/ پلیس مدرن رو در روی تخلفات رایانه ای
پخش سریال «هوش سیاه ۲» دقیقا زمانی آغاز شد که مردم بیشترین نگاهشان به
تلویزیون بود اما این ظرفیت بالای مخاطب لزوما در سبد این مجموعه قرار
نگرفت. با این حال و با توجه به اینکه مردم بیشتر پیگیر مسائل انتخاباتی
بودند هوش سیاه دیده شد و در این شرایط نیز توانست حد نصاب قابل قبولی از
مخاطبان را جذب کند
.
بدون شک مهمترین دلیل این امر را باید در زاویه متفاوت این مجموعه به روایت یک قصه پلیسی نسبت داد. موقعیتهایی که هم منطقی به نظر میرسید و هم با شاخصههای یک اثر جذاب پلیسی انطباق بیشتری داشت. واقعیت این است که گرچه گونه پلیسی بهواسطه تعلیق آفرینی و ساختار معمایش مورد علاقه بسیاری از مخاطبان هنر هفتم است، اما بیشتر آثار پلیسی در سینما و تلویزیون ما بدون جذابیت و کشش لازم در جذب مخاطب هستند. از کم بضاعتی تکنیکی و فنی که بگذریم، کارهای پلیسی ما دارای قصه گویی و شخصیتپردازی قدرتمند نبوده و نتوانسته است تصویر جذابی از پلیس ایرانی را ترسیم کند.
علاوه بر نسخهبرداری و اقتباس از الگوهای غربی در خلق پلیس و مجرم، تصویری که از پلیس یا موقعیت معمایی ماجرا ارائه میشود یا بسیار سادهانگارانه و دمدستی است یا تصویر اغراق شده و سوپرمنی از ماجرا ترسیم میکند. البته سریالهایی مثل کارآگاه علوی و سرنخ تا حدودی توانستند موقعیت پلیسی قابل قبولی ارائه کنند که مخاطب ایرانی را با خود همراهکند؛ اما غالب مجموعههای پلیسی فاقد نشانههای جذاب سینمایی هستند.
هوش سیاه ساخته مسعود آبپرور فارغ از ضعف و قوتهایش دارای یک امتیاز یا ویژگی مثبت است؛ این سریال موقعیت پلیس رایانهای و دیجیتال را در تلویزیون به تصویر میکشد و پروندههای جدید و مدرنتری را دستمایه کار خود قرار داده است.
ساختار معمایی ـ پلیسی هوش سیاه بالطبع جذابیتهای خاص خود را دارد و به دلیل دست گذاشتن روی موضوعات تازه و جرمهای جدید که به فضای مجازی و دنیای دیجیتال و اینترنت ارتباط دارد، هم مخاطب را با سریالی متفاوت و بکر روبهرو میکند که دست کم در تلویزیون ما سابقه نداشته است و هم آنان را با جرائم جدید در دنیای مجازی مدرن آشنا میسازد. تخلفاتی که با اینترنت، ایمیل، بلوتوث، هک کردن و.... گره خورده است ویک نوع خلافکاران جدید و با سواد را به ناهنجاریهای اجتماعی اضافه کرده که تیپولوژی آنها با خلافکاران سنتی متفاوت است.
هوش سیاه دقیقا به دلیل اتکابه جرائم دنیای مدرن و دیجیتالی، با فضای متفاوتی از یک اثر پلیسی سر و کار دارد و شاید به همین دلیل ما شاهد نوعی آشنایی زدایی از این آثاربرای مخاطبان تلویزیون هستیم.
سریال پلیسی بر مبنای یک موقعیت تعقیب و گریز بین مجرم و پلیس بنا میشود که غالبا دارای شخصیت و تیپسازیهای مشخصی است؛ اما در اینجا به تناسب نوع جرم، این ساختار به هم میریزد و تصویر دیگری از وضع دزد و پلیسی ترسیم میشود. غالبا مجرمان اینترنتی افراد تحصیلکرده و با سوادی هستند که به دلیل آشنایی با اینترنت و کارکردهای آن دست به کلاهبرداری و کلاشی میزنند و لذا رفتار شناسی آنها با یک دزد یا خلافکار سنتی کاملا فرق میکند.
لذا عملکرد پلیس و اساسا رفتار پلیسی در هوش سیاه با سریالهای مشابه در اینگونه فرق میکند. ضمن اینکه این جرائم به دلیل عبور از خط قرمزهای اخلاقی و خانوادگی و طرح مسائل و جرائمی که به حریم خصوصی افراد ارتباط دارد، کنجکاوی مخاطب را برمیانگیزد و ظرفیت خوبی برای ایجاد تعلیق و تزریق هیجان به اثر دارد. از سوی دیگر جرائم اینترنتی به لحاظ پلیسی و کشف جرم از پیچیدگی بیشتری برخوردار است و به هوشمندی بیشتری هم از سوی پلیس نیازمند است.
به همین دلیل موقعیت معمایی هوش سیاه ساختار پیچیده تری دارد و ذهن مخاطب را بیش از فیلم پلیسی متداول درگیر میکند و همین هم موجب شده تا مخاطبان با فرآیند حل مساله و گره گشایی از راز در هوش سیاه بیشتر مواجه شود و از تماشای آن لذت ببرد.
آب پرور در هوش سیاه، هوشمندی خود را در ساخت یک سریال پلیسی نشان میدهد و با خلق فضاهای پر تعلیق و رازآمیز و بهرهگیری از پروندههای واقعی در بخش جرائم الکترونیکی نیروی انتظامی، ضمن حفظ وجوه رئالیستی درام از عناصر و مولفههای گونه پلیسی در فضایی متفاوت و مدرن بهره میگیرد و هوش سیاه را در تصویری روشن بازنمایی میکند. ضمن اینکه در هوش سیاه به واسطه موقعیت پیچیده سوژه و خود جرم با فضای پر کنش تری مواجه هستیم که هوشمندی مخاطب را هم به چالش میکشد و او را در تعلیقات قصه شریک میکند.
بازی حسین یاری در نقش سرگرد احمدی را هم نباید فراموش کرد که تصویر مدرن و شاداب تری از پلیس ایرانی خلق میکند و باورپذیر و ملموستر است هر چند سینمای پلیسی در کشور ما هنوز در تعاریف و مفاهیم خود دچار مشکل است و این تصویر مخدوش به تصور غلطی برمیگردد که درباره این شخصیت وجود دارد. به هر حال گونه پلیسی یکی از مطرحترین و جذابترین گونههای سینمایی است که ظرفیتهای دراماتیکی بالایی دارد و با عناصری از تعلیق، قهرمانسازی، ضدقهرمان و شرور، تعقیب و گریز و جنایت میتواند مخاطبان زیادی را جذب خود کند.
جالب اینکه هوش سیاه، جرم و مجرم رایانهای را دستمایه روایت خود قرار داده است و حالا سینمای پلیسی ما نیز برای تحول و جذابیت بیشتر در جذب مخاطب بیش از گذشته نیازمند بهرهگیری از تکنیکهای رایانهای و تکنولوژیهای رسانهای است تا بتواند جان تازهای در کالبد آثار پلیسی بدمد.
منبع : خبرگزاری جام جم